قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4671

تاريخ الفي ( فارسى )

و از اين مقوله چندان سخنان گفت [ ند ] كه آن حضرت به صلح راضى شد ؛ چه ، خوابى نيز ديده بود كه تعبيرش اين بود كه از طرف سمرقند فتح خواهد شد و به قصد آنكه بىآنكه كسى در ميان افتد ، دل به امير حسين صاف كرده به جانب وى روان شده سوار شده با سيصد مرد به در شهر سمرقند رسيد . در نواحى شهر شخصى خبر غير واقعى به عرض رسانيد كه امير حسين فوت شد . آن حضرت از شنيدن اين خبر درآمدن به شهر را مصلحت ندانسته به جانب حصار شادمان روان شد و در راه هفت قشون از جانب امير حسين دوچار شدند و در مقام جنگ درآمده شكست يافتند . آن حضرت بعد از آسوده كردن اسبان به موضع نيازى رسيد و امير موسى كه هزارهء غانجى « 1 » تعلّق به او داشت ، لشكر خود را جمع كرده در برابر آن حضرت آمد و بهادران اين طرف امير موسى را خبر دادند كه صاحبقران به عزيمت صلح نزد امير حسين مىرود . امير حسين اين سخن را بر ترس حمل كرده در مقام رزم شد و صاحبقران امير سيف الدين و ختاى بهادر را با جمعى از عقب لشكر امير موسى فرستاد كه جنگ دراندازند و خود با بقيّهء لشكر متوجه خراز شد [ 460 ب ] و امير موسى چون از عقب لشكر ديد منهزم شد و لشكر منصور بسيارى از ايشان [ را ] به قتل آوردند . و چون امير سيف الدين به آن حضرت ملحق شد ، خبر رسيد كه سپاه امير حسين رسيد و از لشكر قراؤناس « 2 » سى قشون مرد نمودار شد . اما بر جاى خود بايستادند و نزديك نيامدند . آن حضرت ياغى را برجاى مانده مراجعت نمود و از آب كوهك بگذشت « 3 » و پيش از اين قاصدى پنجشنبه نام نزد امير حسين روان شده بود و امير حسين سوگند خورده و عهد بسته و تورانشاه را همراه پنجشنبه فرستاده بود تا آن معنى را مؤكّد گرداند . در اين مقام برسيدند و صاحبقران عباس بهادر را با تورانشاه بازفرستادند تا تجديد عهد كند و امير حسين ، امير موسى و اولجايتو را با ده هزار سوار فرستاد « 4 » كه به هر طريق كه توانند نوعى كنند تا صلح شود و آن حضرت را نزد او آورند و امرا نزديك آمده كسان فرستادند و مقرر شد كه از طرفين با صد كس ديگر را ملاقات نمايند و به موجب مقرر به يكديگر رسيدند . نوكران حضرت صاحبقران به آن حضرت گفتند كه امراى معتبر امير حسين همين جماعت‌اند . آنها خود به دام آمده‌اند . بعد از دفع اين جماعت امير حسين طاقت مقاومت

--> ( 1 ) . متن : عالجى . ( 2 ) . ق : قراوباش ؛ م ، ش : قراوش ( 3 ) . ظفرنامه : « از آب كوهك بگذشت و سحرگاه به قينار شقشار نزول فرمود . » - ص b 129 . ( 4 ) . اين هنگام امير حسين در گمش كنت در مزار ميرزا على آتا فرود آمده بود و امير تيمور علىآباد . - مطلع السعدين ، ص 396 ؛ روضة الصفا ، چاپ زرياب خويى ، ص 1023 .